امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 16 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

امیر علی هستی مامان و بابا

بدون عنوان

نوروز ١٣٩١ مبارک     عزیزتر از جانم این دومین سالی است که در کنار تو سال جدید را اغاز میکنیم.روز سه شنبه ٨صبح سال جدید را بادیدن روی ماه تو آغاز میکنیم.نوروز٩١ پیشاپیش مبارک ...
23 اسفند 1390

<no title>

چقدر این بهار باتو زیباست , زیباتر از همیشه چقدر خوب بهار رو میشناسی واحساسش میکنی چقدر طبیعت رو دوست داری وازش لذت میبری من هم باتو سر سبزم وبهاری پسر بهاریم به اندازه ی تمام باران های بهاری دوستت دارم... ...
7 اسفند 1390

یک سالگیت مبارک

      پسر گلم تولد یک سالگیت مبارک         عزیز مامان امروز کلی مهمون به مناسبت تولدت دعوت کرده بودیم که خدارو شکر همهشون هم اومدن.بعد از ناهار تولد شروع شد وتا ساعت ۷هم طول کشید .حسابی به همه خوش گذشت و تو هم خیلی همکاری کردی.مثلا موقع ناهار خواب بودی وتا شروع تولد حسابی خوابیدی و بعش هم خیلی خوش اخلاق بودی کلی هم کادوهای خوشگل خوشگل گرفتی عزیز و آقا :دوچرخه مامانی و بابایی :سکه خاله مری :سکه عمه مهری و عمه زهرا:قطار عمو علی :پول عمه طیبه :خونه سازی (لگو) عمو داود :لباس دایی عرفان:لباس     ...
7 اسفند 1390

هندوونه

این عکسم بخاطراینکه تو وبابایی عاشق هندوونه هستید و الانم فصل هندونس گذاشتم تا دل بابایی شاد بشه ...
7 اسفند 1390

اولین حموم با بابایی

پسرم امشب برای اولین بار با بابایی رفتی حموم ُنمیدونم چرا اینقدر  آب بازی دوست داری .بابا هم برای اینکه حسابی کیف کنی بالاخره برای اولین بار تو رو برد تا حسابی کیف کنی .منم از فرصت استفاده کردم و کلی عکسهای هنری ازتون گرفتم که بعدا میذارم تا ببینی ...
7 اسفند 1390

<no title>

پسرم 17 ماهه شد این 17 ماهه ی کوچولو کاملا همه چیز رو درک میکنه و حرفای همه رو میفهمه علایق این فسقلی  هندوونه,هاپو,پسته,شکلات وکشی (کشمش)وانواع میوه هاست کلی حرف میزنه حتی اسم مامانش رو هم یاد گرفته     عاشقه اموم (حموم) کردنه وخلاصه کلی کارا بلده روزها به سرعت در حال گذرن و من فقط میتونم به تماشای این روز ها بشینم میتونم از بزرگ شدنت لذت ببرم میتونم وقتیکه کفشات به پات تنگ میشه کلی برای پاهای کوچولوت که دارن بزرگ میشن شادی کنم میتونم بهت چیزهای جدید یاد بدم ولی نمیتونم جلوی سرعت چرخش زمین رو بگیرم و کلی دلتنگم برای روزهای گذشته چقدر زود گذشت... ...
7 اسفند 1390

18ماهگی امیرعلی

فسقلیه من هم 18 ماهه شد پسرم چقدرخوشحالم که داریم به 2 سالگیت نزدیک تر میشیم خوشحالم از اینکه روز به روز حرفای من رو بهتر میفهمی و واکنش نشون میدی نمیدونم که چقدر باید از خدا تشکر کنم به خاطر تمام توانایی هایی که به تو داده من به خاطر همه چیز خوشحالم تو پر از احساسی اون هم از نوع پاک وخالصانه تو درست همون چیزی هستی که همیشه از خدا می خواستم  نه بیشتر ونه کمتر درست همون چیزی که میخواستم پس به خاطر همین18 ماهگیت رو جشن میگرم وکلی از خدای مهربون تشکر میکنم و میخوام بدونی به همون اندازه که من رو دوست داری من هم دوستت دارم وبه همون اندازه که به من نیاز داری من هم به تو نیاز دارم ...
7 اسفند 1390